تحولات فنی و جمعیتی که در طی قرن نوزدهم و دهه های آغازین قرن بیستم دنیا را درنوردید و تفاوت در ارزشها، طرزتلقی ها، انتظارات و زمینه های اولیه اجتماعی شدن والدین و فرزندان باعث گردیده که نسل جوان کنونی به سادگی گذشته، حاضر به پذیرش نقشهای اقتدارگرای گروههای اجتماعی و والدین و همچنین ارزشها، الگوها و قواعد رفتاری آنها نشود. حاصل این فرایندها بروز نوعی تفاوت ارزشی، هنجاری و رفتاری بین نسل جوان و نسلهای قدیمی تر آنهاست که به وسیله صاحبنظران با تعابیری مختلفی از تفاوت و فاصله نسلی تا گسست و شکاف نسلی مورد خطاب قرار گرفته است. نوشتار حاضر نیز با توجه به شناسایی شاخص های متعدد در پی واکاوی وضعیت رابطه نسلی در شهر کرمانشاه برآمده است.این نوشتار از نظر کنترل شرایط پژوهش یک بررسی پیمایشی، از نظر وسعت پهنانگر و از نظر زمانی، مقطعی است (نیمه دوم 1388). جامعه آماری پژوهش شهروندان 29-18 و 40 سال به بالای مناطق 3 گانه شهر کرمانشاه بوده، حجم نمونه مقتضی بر اساس فرمول کوکران 360 نفر تعیین شده است، البته این میزان با توجه به بررسی دو نسل در 2 ضرب شده و نمونه نهایی 720 نفر تعیین شد و نمونه گیری به روش خوشه ای چندمرحله ای انجام پذیرفته است.نتایج تحقیق حاکی از وجود تفاوت معنی دار میان دو نسل جوان و بزرگسال در بعد مناسکی و پیامدی دینداری و خود دینداری به عنوان شاخصی کلی و همچنین عدم وجود تفاوت معنی دار در بعد اعتقادی در میان دو نسل است. یافته ها همچنین نشان از آن دارند که تفاوت دو نسل در مقوله های نوگرایی، مادیگرایی/ فرامادیگرایی، نگرش به زنان و خانواده معنی دار بوده و این نسل جوان است که در هر چهار مقوله رتبه بالاتری کسب کرده است. در رابطه با پیوستار نسلی در زمینه دینداری می توان تفاوت های مکشوف میان نسل ها را با عبارت " فاصله نسلی" بیان داشت. اگرچه در پاره ای از ابعاد مانند بعد مناسکی می توان تاحدودی قایل به "شکاف نسلی" بود. در باب تقاوت در نوگرایی، مادیگرایی/فرامادیگرایی، نگرش به زنان و خانواده نیز بهترین مفهومی که توان تبیین وضعیت را دارد همان مفهوم "فاصله نسلی" است.